على محمدى خراسانى

97

شرح رسائل (فارسى)

غاية الواجب است پس بايد واجب باشد خير از اين راه نتوان پيش آمد . قلت : در تفسير آيهء شريفه چهار احتمال وجود دارد كه طبق بيشتر آن احتمالات به آيهء نفر در ما نحن فيه مىتوان استدلال كرد : 1 - مراد ، نفر الى التفقه باشد يعنى منظور بارىتعالى اينست كه : بر همهء مؤمنين واجب نيست كه در عصر حضور معصوم ( ع ) به مدينه كوچه نموده و احكام دين را از حضرتش بياموزند و يا در عصر غيبت به حوزه‌هاى علميه بيايند و مجتهد در دين شوند ، چنين امرى ممكن نيست و توالى فاسده بسيارى دارد امّا راه بهترى وجود دارد و آن اينكه از هر فرقه و قومى يك طائفه و يك دسته كوچ نموده به مدينه روند يا به حوزهء علميه بيايند و اسلام‌شناس شوند سپس به ميان قوم خويش برگشته ، آنان را انذار كنند تا قومشان برحذر شوند اين احتمال همان بود كه در كيفيت استدلال به آيه بدان اشاره شده و بنابراين احتمال آيهء نفر دليل مىشود بر حجيت قول منذرين و لو به صورت منذر واحد انذار كند و ازقضا روايات فراوانى اين احتمال را تأييد مىكند كما سيأتى . 2 - مراد ، نفر الى الجهاد باشد يعنى منظور آفريدگار از اين آيه آنست كه : همهء مؤمنين نبايد كوچ كنند و به جبهه و جنگ بروند بلكه از هر فرقه و گروهى يك دسته راهى جبهه‌ها شده و بقيه پشت جبهه را اداره كنند ، بنابراين غايت از نفر الى الجهاد همانا حفظ اساس اسلام است كه بلا اشكال از اهم واجبات است . و امّا مسئله تفقه در دين [ يعنى بواسطهء امدادهاى الهى بصيرت بيشتر در دين پيدا كردن ] و مسئله انذار قوم [ يعنى پس از بازگشت به وطن خاطرات شيرين جبهه را بازگو نمودن ] غايت از براى نفر واجب نيستند تا واجب شوند و تا در نتيجه حذر هم واجب باشد بلكه اين‌ها دو فائده از فوائد بيشمار جهاد است كما اينكه وصول به غنيمت همچنين است اين احتمال همان بود كه در